loveeeeeee |
|
درد دل ( ای روزگار ) شنيدم با خدايت عهد بستي همان جايي كه بر خاكم نشستي وگفتي چله مي گيرم برايت ولي پيمان خود را هم شكستي شكايت هم ندارم در كنارم کماکان ماه شب هايم تو هستي اميدي بر دعايت هم ندارم در اين هنگامه ي كوتاه دستي گرفته قلب خورشيد از دعايم و مي گويد كه خيلي خود پرستي عجيب است آسمان هم گريه سر داد!! ببين بغض خدا را هم شكستي بنال اي دل كه دنيا را بقا نيست چو آرامش در اين دنيا دارفنا نيست اين روزا عادت همه رفتن و دل شکستنه درد تموم عاشقا پای کسی نشستنه اين روزا مشق بچه ها يه صفحه آشفتگيه گرد رو آينه ها فقط غم زندگيه اين روزا درد عاشقا فقط غم نديدنه مشکل بی ستاره ها يه کم ستاره چيدنه اين روزا کار گلدونا از شبنمی تر شدنه آرزوی عاشقا يه شب کبوتر شدنه اين روزا کار آدما دلای پاک بردنه نوشته شده توسط امید متولی تاریخ جمعه سیزدهم مهر 1386 و ساعت 22:0 |+|
|