تبليغاتX
loveeeeeee
loveeeeeee

درد دل ( ای روزگار )

 

شنيدم با خدايت عهد بستي

همان جايي كه بر خاكم نشستي

 

وگفتي چله مي گيرم برايت

ولي پيمان خود را هم شكستي

 

شكايت هم ندارم در كنارم

کماکان ماه شب هايم تو هستي

 

اميدي بر دعايت هم ندارم

در اين هنگامه ي كوتاه دستي

 

گرفته قلب خورشيد از دعايم

و مي گويد كه خيلي خود پرستي

 

عجيب است آسمان هم گريه سر داد!!

ببين بغض خدا را هم شكستي

 

 

بنال اي دل كه دنيا را بقا نيست چو آرامش در اين دنيا دارفنا نيست
بنال اي دل نماند جاودانه بجز عشق  و نواي  عاشقانه
بنال اي دل به لحن ناي داوود كه هر ناليدنش ذكر خدا  بود
بيا تا از پي اش با هم بگرديم كه هر دو  آشنا با آه  و درديم
بنال اي دل كه يارم زار و خسته  به پشت  پرده  غيب  نشسته
بنال اي دل به هر صبح وبه هر شام چو تنها  اشك ريزد آن  دلارام
بنال اي دل ز غمهايم گذر كن كه تنها ناله بر آن  منتظر  كن
بنال اي دل كه يارم در نماز است  سرا پا ناز و در حال  نياز است
بنال اي دل كه بس آزرده ام من كه رد پاي او گم كرده ام من
نشانم ده حريم سامرا را  مگر  پيدا  كنم آن دل  ربا را
بنال اي دل گل بي خار من كو نشينم چون بنفشه  بر لب جو
مگر عكس رخش در آب بينم دگر او را مگر در خواب  بينم
كه من آلوده ام او پاك ومعصوم از اين رو گشته ام ناكام ومحروم
بنال اي دل چو آيد بوي نرگس بخوبي عطر او را ميكنم  حس
خدايا در فراقش ناله تا كي به سينه داغها چون لاله تا كي
خدايا رازها در پرده تا كي  زغيبت  قلبها  آزرده  تا  كي
بنال اي دل با شور و فرياد كه يا مهدي جهان پر شد زبيداد
كجايي اي گل زهرا كجايي؟تو اي مهر آفرين لطف خدايي

 

اين روزا عادت همه رفتن و دل شکستنه

 درد تموم عاشقا پای کسی نشستنه

 اين روزا مشق بچه ها يه صفحه آشفتگيه

 گرد رو آينه ها فقط غم زندگيه

اين روزا درد عاشقا فقط غم نديدنه

 مشکل بی ستاره ها  يه کم ستاره چيدنه

 اين روزا کار گلدونا از شبنمی تر شدنه

 آرزوی عاشقا يه شب کبوتر شدنه

 اين روزا کار آدما دلای پاک بردنه

 



نوشته شده توسط امید متولی تاریخ جمعه سیزدهم مهر 1386 و ساعت 22:0

|+|

http://omid-20.blogfa.com