تبليغاتX
loveeeeeee
loveeeeeee

در وصف دوست.................

عهد بستم که اگر بوسه زنی توبه کنم

وز دگر باره از این گونه خطاها نکنم


تا که برخاست لبت از روی لبم

توبه کنم که دگر توبه بیجا نکنم

 



نوشته شده توسط امید متولی تاریخ یکشنبه هجدهم دی 1384 و ساعت 19:28

|+|

http://omid-20.blogfa.com



 

صد بار قسم خوردم  که اسمت را نیاورم اما هر

 


بار سخن گفتم به اسمت قسم خوردم

 





نوشته شده توسط امید متولی تاریخ جمعه شانزدهم دی 1384 و ساعت 17:16

|+|

http://omid-20.blogfa.com


عشق خريدني نيست . عشق را بايد به وجود اورد

عشق فقط در شرايط خاصي به وجود مي ايد پس ان شرايط خاص را به وجود بياورشرايطي كه عشق در ان به وجود مي ايد لوازمي مي طلبد پس لوازمش را اماده كن

لوازم عشق: قلب خالي . خالص و بي ريا و ........

شرايط عشق: تفاهم راستين . شناخت . تمايل دو طرفه . صداقت و ........

بناي عشق : شجاعت . ايثار . فراموش كردن خود و غرق شدن و .....

پس قلبت را از غير خالي كن وخودت را خالص كن و بدون ريا تصميم بگير عاشق شوي

از عقل كمك بگير ... آيا يك تفاهم راستين بين شما هست؟

آيا نقاط ضعف و قوت يكديگر را شنا خته ايد؟ در مقابل نقاط ضعف او تو بايد نقطه قوت داشته باشي و بالعكس      

فقط در اين صورت است كه مي توانيد يكديگر را تكميل كنيد

آيا هر دو تمايل واقعي وامادگي لازم را داريد؟

صادق باش بدون صداقت بناي عشق فرو مي ريزد

آيا شجاعت و تحمل سوز و گداز عشق را داري؟

پس ايثار كن وخودت را فراموش كن چون تو اويي و او تو

غرق شو و از غرق شدن نترس

(( کسی را پیدا کن))


كسي را پيدا كن كه عشق به پايت مي ريزد نه كسي كه پول به پايت مي ريزد

كسي را دوست بدار كه عشق را به تو هديه مي دهد نه كسي كه پول به تو هديه مي دهد

چون عاشق خودش را به تو مي بخشد ولي او تو را مي خرد



نوشته شده توسط امید متولی تاریخ پنجشنبه هشتم دی 1384 و ساعت 16:38

|+|

http://omid-20.blogfa.com

Bouncing Hearts  Bouncing HeartsBouncing Hearts  Bouncing Hearts

 

پسرک نشسته بود کنار پنجره
بارون ميومد
قطره ها با شتاب خودشون رو به زمين مي رسوندند
پسرک هيچ وقت نفهميد چرا قطره ها اينقدر عجله دارند
شايد قطره هام دلشون براي دريا تنگ شده بود
مي خواستن زودتر برسند
پسرک هم دلش تنگ شده بود
با خودش فکر کرد که قطره ها بالاخره به دريا مي رسند...
راستي آخرين باري که دريا رو ديده بود و تو چشماي آبيش غرق شده بود کي بود؟
 
دلش گرفته بود..
راستي آخرين باري که براش نوشته بود کي بود؟
يه نگاهي به دفترش و نامه هاش کرد
نامه هايي که هيچ وقت براي دريا نفرستاد...
دلش گرفته بود
و حالا دوباره مي خواست بنويسه...
شايد يه ...

 

خوشگله نه ؟

Bouncing Hearts  Bouncing HeartsBouncing Hearts  Bouncing Hearts



نوشته شده توسط امید متولی تاریخ پنجشنبه یکم دی 1384 و ساعت 19:6

|+|

http://omid-20.blogfa.com