loveeeeeee |
|
دل تو را دادم چون دیدم ....
چون دیدم روی تو کز همه خوبان پسندیدم تو را دل فریبان جهان را یک به یک دیدم و ازجمله بگزیدم تو را گر جفا راندی نکردم شکوه ای گر خطا کردی نپرسیدم تو را خون من خوردی و بخشودم گنه جان طلب کردی و بخشیدم تو را رفتی و کاش از اول نمی دیدم تو را
نوشته شده توسط امید متولی تاریخ شنبه بیست و هشتم آبان 1384 و ساعت 19:59 |+|
دلم ميخواهد کوچه هاي دلتنگي............. تا در دنيا حسرت و غمي نباشد و غربت سالها قدم زده ايم تا تو را يافته ام نوشته شده توسط امید متولی تاریخ شنبه بیست و هشتم آبان 1384 و ساعت 19:36 |+|
حقیقت دارد که تو میتوانی با دستهای من........... حقیقت دارد که تو میتوانی با دستهای من نوشته شده توسط امید متولی تاریخ سه شنبه هفدهم آبان 1384 و ساعت 17:17 |+|
عشق حقیقی هیچ گاه یکنواخت و آرام پیش نمی رود.. به کسي عشق بورز که لايق عشق باشد نه تشنه ي عشق چون تشنه روزي سيراب مي شود. عشق حقیقی هیچ گاه یکنواخت و آرام پیش نمی رود. نوشته شده توسط امید متولی تاریخ سه شنبه هفدهم آبان 1384 و ساعت 17:4 |+|
تو بامنی هرجابرم مهره تو بنده جونمه نوشته شده توسط امید متولی تاریخ سه شنبه هفدهم آبان 1384 و ساعت 17:1 |+|
دخترکوچولوی من سرماخورده من خیلی ناراحتم ..
دخترکوچولوی من سرماخورده من
خیلی ناراحتم دختركوچولوي نازم امروز از اول صبح كه بيدار شده خيلي
خوابم مي آمد دوست داشتم بخوابم
خيلي دوست داشتم دختركوچولوي من منو بيدار كونه با
صدای ناز اون از خواب بدار بشم و اولین
نگاهم چهر زیبا و دل نشین دختر کوچولو
باشه هر طور بود ديگه بيدار شدم خيلي هم دلم واسه
دختر كوچولوم تنگ شده بود ولي من
يه سوال برام پيش امده چرا دختر كوچولوي تماس نمي گيره
و فكر مي كنه مزاحمه عزيز من
دختر كوچولوي من خوشكل من نازم عسل من عشق من آخه من
وقتي زنگ مي زني
به اندازه اي خوشحال مي شم كه حد نداره آخه من دختر كوچولومو خیلی
دوست
دارم ولي نمي دونم چرا دختر كوچولو اين طور فكر مي كنه ؟؟؟؟؟؟ بعد كه با دختر
كوچولوم
چت كردم مثل اين دختر كوچولوي ناز من خيلي حالش بد بود دوست داشتم زنگ
بزنم به يكي بگم تو ره
خدا
حواستون به دختر كوچولوي من هم باشه دوست داشتم بودم پيشش حسابي ازش مراقبت مي كردم
نمي زاشتم از خونه هم بيرون بره هر
چند كه من دوست دارم خودم مريض بشم ولي دختر كوچولوي من
مريض نشه واقعا" مي گم آخه
خيلي برام عزيز هست . دختر كوچولو تو فكر هستم شب عروسي من و
دختر كوتركوچولو چقدر
روياي است ولي به همين زودي مي يام ببينمت دوست دارم وقتي ميام خوب باهم
صحبت كنيم
و همه سنگامونو با هم وا كنيم فقط
دوست دارم ان روز بتوني وقتت خالي كني تا خوب
همديگرو ببينيم و با هم صحبت كنيم من
به زودي زود ميام تهران آخه ديگه طاقت ندارم دختر كوچولوي
ناز من تو قلبم تو را
دارم . دوست دار شما پسركوچولو
نوشته شده توسط امید متولی تاریخ سه شنبه هفدهم آبان 1384 و ساعت 10:21 |+|
من / عشق پاك يعنی سرزمين لحظه يعنی بيداد عشق من باختن عشق جان يعنی زندگی ليلی و قمار مجنون در عشق يعنی ... شدن ساختن عشق دل يعنی كلبه وامق و يعنی عذرا عشق شدن من عشق فردای يعنی كودك مسجد يعنی الاقصی عشق / من عشق آميختن افروختن يعنی به هم عشق سوختن چشمهای يكجا يعنی كردن پر ز و غم دردهای گريه خون/ درد بيشمار عشق من يعنی الاسرار كلبه مخزن اسرار يعنی نوشته شده توسط امید متولی تاریخ یکشنبه هشتم آبان 1384 و ساعت 17:48 |+|
|